حجتي با تشريح فضاي حاكم بر كشور گفت: <آن روزها يك نوع بدبيني كه هر روز به عمق آن افزوده ميشد در بين دو جناح كشور شكل ميگرفت و از آنجا بود كه چپ تبديل به اصلاحطلب شد كه خواهان تغييرات است و نيروهاي خواهان وضع موجود به محافظهكار تغيير نام دادند كه در اين شرايط كنترل وضع موجود دشوار بود و سخنگوي اين حركت مطبوعات و جريان دانشجويي بودند.>وي با اشاره به روزهايي كه خودش زماني از فعالان دانشجويي بوده است، گفت: <در آن روزها دانشگاه فعال بود و تقريبا هفتهاي يك روز اتفاقي رخ ميداد و بنابراين آن موقع جريان قابل كنترل نبود و همان روزها بود كه ماجراي قتلهاي زنجيرهاي رخ داد و عوامل هسته آن كشف و اعلام شد. در جريان همين وقايع و اعلام اسامي عاملان قتلها، اعلام كردند كه سعيد امامي در زندان با داروي نظافت خودكشي كرده است كه اين يك جلوهاي بسيار غيرپسنديده در جامعه به وجود آورد.>حجتي در ادامه گفت: <در همان زمان بود كه روزنامه سلام نامه معروف را منتشر كرد كه تهديد مطبوعات را به معناي محدوديتسازي دانسته بود و در آن نامه گفته شده بود كه اين توصيهاي است كه وزارت اطلاعات به نظام كرده تا مطبوعات را كنترل كند و بنابراين انتشار اين نامه به عنوان يكي از اسناد وزارت اطلاعات موجب طرح شكايت عليه روزنامه سلام و توقيف آن شد.>وي افزود: <توقيف روزنامه با واكنشهايي مواجه شد كه البته سازمانيافته نبود.>رضا حجتي سپس به يادآوري وقايع شب 18 تيرماه پرداخت و گفت: <در شب 18 تير داوود سليماني به عنوان عاليترين مقام از وزارت علوم آنجا بود و من از جريان دانشجويي حضور داشتم. در آن شب تعدادي از دانشجويان كه با انجمن اسلامي در ارتباط و از گروههاي چپ بودند در واكنش به تعطيلي روزنامه سلام تصميم گرفتند كه در كوي دانشگاه تجمع كنند كه البته برگزاري تجمع براي اعتراض در آن روزها امري طبيعي بود و معمولا هرگاه تظاهراتي در كوي دانشگاه برگزار ميشد با تدبير مدير كوي دانشگاه و همكاري نيروي انتظامي پايان مييافت ولي آن شب هنگامي كه تظاهرات آغاز شد تعدادي از دانشجويان از كوي دانشگاه خارج شدند و به خيابان اميرآباد رفتند كه در اين زمان پليسي كه از طرف كلانتري منطقه آمده بود، آنها را همراهي ميكرد.>وي افزود: <در آن زمان شعارها تند بود و پليس هم به صورت واكنشي، تند عمل ميكرد و تجمعكنندگان در راه بازگشت به كوي دانشگاه بودند كه درگيري لفظي ميان مسوول نيروي انتظامي با مدير كوي دانشگاه رخ داد كه منجر به برخورد فيزيكي شد و همين باعث شد تا دانشجويان براي حمايت از مدير كوي دانشگاه واكنش نشان داده و به نيروي انتظامي حمله كنند و اين آغازي براي شروع ماجراي 18 تيرماه شد.>حجتي توضيح داد: <از ساعت 12 شب نيروهاي لباس شخصي به نيروهاي انتظامي اضافه شدند و دانشجويان هم حالت تدافعي به خود گرفتند و به صورت طبيعي واكنش نشان دادند و در همين زمان وزارت كشور و وزارت علوم به دنبال پايان دادن ماجرا بودند اما اين ماجرا ادامه داشت تا ساعت 4 صبح كه دستور حمله به كوي دانشگاه داده شد. >حجتي در حالي كه هيجانزدگي نيروي انتظامي را باعث بروز حادثه 18 تير دانست، گفت: <زماني كه پس از صدور فرمان حمله پشت سر نيروهاي لباسشخصي وارد دانشگاه شدم ديدم كه بچهها را از ساختمانشان بيرون ميكنند؛ بچههايي كه من ديدم اصلا وارد اين قضايا نشده بودند، بنابراين من سعي كردم كه شفاعت آنها را بكنم كه خود من مورد ضرب و شتم شديد نيروي انتظامي قرار گرفتم و بازداشت شدم و 2 روز را ميهمان نيروي انتظامي بودم.>رضا حجتي حادثه 18 تير را معلول بدبيني شديد جناحهاي سياسي كشور دانست و افزود: <يكي از علتهاي شكلگيري جريان كوي دانشگاه اين بود كه آن گروهي كه به عنوان اصلاحطلب آمده بودند به ويژه تندروها كه سعي ميكردند محافظهكاران را فاقد پايگاه مشروع جلوه دهند و از سوي ديگر محافظهكاران سعي ميكردند كه اصلاحطلبان را يك جريان وابسته به خارج از كشور معرفي و غيرخودي قلمداد كنند، افزايش اين شكاف ميان جناحهاي كشور تندرويها را تشديد كرد و اين دعواهاي سياسي در 18 تير به تقابل رسيد.>وي براي توصيف فضاي سياسي آن دوران گفت: <زماني كه ما در دانشگاه بوديم وقتي دكتر سروش براي سخنراني ميآمد و براي تشويق او دست ميزدند منجر به اين ميشد كه عدهاي كفنپوش در قم و تهران به خيابان بيايند و خواستار اين شوند كه ديگر براي تشويق دست زده نشود هرچند كه در حال حاضر فضايي متفاوت داريم و در برنامههاي سخنراني احمدينژاد براي تشويق او دست ميزنند و اتفاقي نميافتد.آن زمان نگاهي وجود داشت كه باعث شد تا عدهاي به اين نتيجه برسند كه بايد با قوه قهريه در برابر تغييرات ايستادگي كرد و از طرفي بخش تندروي اصلاحطلبان سعي ميكردند كه ماجرا را تشديد كنند و پاسخهاي لازم را بدهند.>وي افزود: <بخشي از اصلاحطلبان حدي براي اين تغييرات قائل نبودند و از يك طرف هم هرچه سرعت تغييرات بيشتر ميشد باز هم نميپذيرفتند و همين زمينهاي ايجاد كرد كه منجر به رودررويي شديد 18 تير شد.>وي به ذكر پيامدهاي حادثه 18 تير پرداخت و گفت: <حادثه 18 تير باعث راديكاليزه شدن اصلاحطلبان به ويژه جنبش دانشجويي شد و منجر شد به آنكه بحث عبور از خاتمي و اصلاحات مطرح شود .> وي تاكيد كرد: <اگر بخواهيم به نقد منصفانه ماجراي 18 تيرماه بپردازيم هر دو سوي ماجرا قابل نقد است.>هرچند كه من جريان مهاجم را مقصرتر ميدانم.>وي سپس به اين موضوع پرداخت كه چرا هرگز حادثه كوي دانشگاه كنترل نشد و گفت: <اينكه چرا نتوانستيم حادثه را كنترل كنيم. نكتهاي مهم است و اين بدان علت است كه عدهاي بودند كه جريان را از خارج كنترل ميكردند، زيرا از همان روز يكشنبه 20 تيرماه مقاماتي كه از اصلاحطلبان بودند از سوي دانشگاه پذيرفته نميشدند و بهشدت به آنها تعرض ميشد، بنابراين عدم كنترل قضيه برميگردد به اين ماجرا كه صبر، تحمل و تامل براي پيگيري اهداف نداريم.>وي با اشاره به همراهي دانشجويان براي خاتمه واقعه كوي دانشگاه گفت: <در آن شرايط دانشجوياني كه كتك خورده بودند براي ختم غائله همراهي ميكردند ولي عدهاي قصد داشتند دانشجويان را از كوي دانشگاه خارج كنند و تمايل به تهاجم و درگيري داشتند و شعارهاي تندي سر ميدادند؛ افرادي بودند كه كاسه داغتر از آش شدند كه آنها يا فرصتطلب بودند و يا اينكه افراطگرهايي بودند كه از حاكميت خارج شدند.>
وي در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان كه تفاوت اعتراضات اخير دانشجويان را با اعتراضات دانشجويان در 18 تيرماه جويا شد، گفت: <به نظر من جنس اعتراضات و مطالبات دانشجويي در اين دو حادثه متفاوت بود، در 18 تيرماه 78 اعتراض بچهها به تروريسم امنيتي - اطلاعاتي بود ولي الان مطالبات بچهها فرق ميكند.>وي گفت: <به اعتقاد من اگر اصلاحطلبان دوباره به قدرت بازگردند بايد زمينههايي براي وقايعنگاري و تحليل دقيق حوادث آن روز انجام دهند.>در ادامه اين مراسم غلامرضا ظريفيان كه در روزهاي تيرماه 78 معاون دانشجويي وزارت علوم بود هم به تشريح ماجراي شكلگيري 18 تيرماه پرداخت.وي گفت: <وقتي جريان اصلاحات شكل گرفت فضاي راكد و مردهاي بر دانشگاه حاكم بود و اصلاحات حادثهاي غيرمترقبه بود كه دانشگاه را به يك انفجار سنگين انتظارات تبديل كرد كه نتوانستيم آن را كنترل كنيم.>وي به فعاليت دانشجويان و انتشار 2 هزار نشريه دانشجويي در آن دوران اشاره كرد و در عين حال شكلگيري واقعه كوي دانشگاه را محصول بدبيني نسبت به نهاد دانشگاه توصيف كرد و گفت: <اين بدبيني نسبت به دانشگاه و اصلاحات ريشهدار است زيرا هر وقت جامعه ايراني خواسته مبتني بر فرهنگ ديني، بومي و جهاني رشد كند با اين وضع روبهرو شده است، بنابراين اصلاحات همواره در جامعه ما برميخيزد ولي هيچگاه پا نميگيرد.> ظريفيان به انتقاد از اين ماجرا پرداخت كه چرا هنوز بخشهايي از ماجراي پرونده كوي دانشگاه مغفول مانده است و با يك برخورد ملي با اين قضيه يك بار براي هميشه به اين جريانات خاتمه بخشيده نشده است.>ظريفيان در عين حال به انتقاد از استعفاي مصطفي معين وزير علوم وقت در آن دوران پرداخت و از سوي ديگر هرچند از خاتمي انتقاد ميكرد به دفاع از عملكرد او به عنوان رئيسجمهوري كه تنها اختيار قوه مجريه را برعهده داشت پرداخت.وي در نهايت در جملهاي كوتاه پيامد حادثه كوي دانشگاه را بيان كرد و گفت: <عبور از خاتمي، شكاف اصلاحات و انفعال دانشگاه پيامدهاي 18 تيرماه بود.>علي شكوريراد كه روزگاري از فعالان عرصه دانشجويي بوده است با بيان خاطراتي از آن روزها واقعه 18 تيرماه را مشابه حادثه كوي دانشگاه در خردادماه 57 دانست هرچند كه به ذكر تفاوتهايي هم پرداخت.وي يكي از عوامل ادامه ماجراي 18 تيرماه را كساني دانست كه با ارائه گزارشهاي غلط به مراجع قضايي و امنيتي و تصميمگير باعث ادامه و بحرانيتر شدن ماجرا شدند.وي با انتقاد از عملكرد فرمانده نيروي انتظامي در آن دوران گفت: <برخورد نيروهاي لباس شخصي با اعضاي تحكيم وحدت در پارك لاله ريشهاي براي آغاز حادثه كوي دانشگاه بود.>
