اعتماد ملي - زهره آشتياني: هرچند كه گرماي هوا فضاي خاصي را بر اتاق كوچك انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي حاكم ساخته بود ولي اين باعث نشد تا ميهمانان مكان ساختمان جديد اين انجمن را تبريك نگويند. ديروز در هشتمين سالگرد حادثه كوي دانشگاه رضا حجتي، غلامرضا ظريفيان و علي شكوريراد به ساختمان جديد انجمن اسلامي آمده بودند تا به بازگويي وقايع حادثه كوي دانشگاه در 18 تير 78 بپردازند. رضا حجتي عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي از زبان فردي كه ناظر بر حوادث كوي دانشگاه و شكلگيري واقعه 18 تير بوده است، سخن گفت. وي گفت: <اگر ملتي تاريخ خود را نخواند حوادث و اتفاقاتي كه رخ داده دوباره تكرار خواهد شد، بنابراين بايد به اطلاعرساني درباره وقايعي كه در گذشته رخ داده بپردازيم.وي با تاكيد بر اينكه بايد بيش از يك بار در سال حوادث تاريخي به ويژه مسائل دانشجويي را بررسي كرد گفت: عدم اين كار، باعث شده منابع ما از فعاليتها و حركتهاي دانشجويي بسيار كم باشد كه همين امر يكي از نقاطضعف حركتهاي دانشجويي است.وي افزود: <عدم وجود منابع از حركتهاي دانشجويي سبب ميشود كه دانشجويان ما حركت خود را از نقطه صفر شروع كنند و تجربه گذشتگان را مدنظر قرار ندهند. به عنوان مثال ما ميگوييم كه چمران و بازرگان در دانشگاه بودهاند ولي هيچگاه تصور درستي از آنها نداريم، البته خود ما در اين ماجرا مقصريم كه تاريخ را مكتوب نميكنيم هرچند كه زمينه مناسبي براي اين وقايعنگاريها وجود ندارد.>حجتي به عنوان شاهد شكلگيري واقعه 18 تيرماه 78 به يادآوري عوامل شكلگيري آن پرداخت و گفت: <تا خرداد 76 كه سيدمحمد خاتمي به رياستجمهوري برگزيده شد كسي او را نميشناخت و حتي گروههاي اصلاحطلب هم چهرههاي اصلاحطلبي چون ميرحسين موسوي و كروبي را براي كانديداتوري در انتخابات مطرح ميكردند ولي عدم حضور آنها در انتخابات باعث شد تا در نهايت خاتمي دعوت گروههاي چپ كه در راس آنها دفتر تحكيم وحدت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و مجمع روحانيون مبارز قرار داشتند را بپذيرد و وارد انتخابات شود و با راي بالايي كه كسب كرد، شوك ناگهاني را در انتخابات خرداد 76 وارد سازد.>وي تصريح كرد: <انتخابات خرداد 76 تا ماهها فضاي خاص و سكوني را در جامعه حاكم ساخته بود و تحليل موضوع دشوار بود ولي با انتخابات مياندورهاي مجلس پنجم كه افرادي از گروههاي چپ وارد شدند و ورود مطبوعات جديد فضا را متحول كرد و در واقع فضايي به عنوان اصلاحطلبي استارت خورد.>حجتي به وقايع پس از آن اشاره كرد و افزود: <پس از آن هرچند كه در انتخابات شوراهاي اول اصلاحطلبان به نحو چشمگيري بازي را بردند ولي وقوع قتلهاي زنجيرهاي در سال 77 باعث شد تا يك نوع بدبيني و بدگماني نسبت به وضع موجود و گذشته ايجاد شود. به تعبيري ميتوان گفت كه وقوع قتلهاي زنجيرهاي حركت بازدارنده در برابر موجي بود كه به راه افتاده بود.> عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: <در آن زمان برخي اعتقاد داشتند كه جامعه دنبالهروي كساني است كه خواهان تغييرات هستند و بايد جلوي آنها گرفته شود. از نظر آنان بهترين روش براي مقابله با آنها اين بود كه با زور و ارعاب اين حركت را متوقف كنند.>وي افزود: <عليرغم اين اعتقاد جريان تحولخواه جديد و يا همان اصلاحات در حال گسترش بود و مطبوعات و جريان دانشجويي نيز شدت آن را تحريك ميكردند. در آن شرايط تغييرات به صورت سريع، پرانرژي و خيلي به روز اتفاق ميافتاد و
ادامه مطلب
ایران سرزمین مهر
تاریخ فرهنگ و جامعه
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت
0:42 |
بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد.
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.
هرودوت همچنین می نویسد :
"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرودهای مذهبی را می خواند."
موسیقی رزمی
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
این سروده ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شد و گزنوفون اضافه می کند که :
"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."
این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می شود.
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.
در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می شود.
موسیقی مجلسی
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که :
"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."
هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و می نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می شدند و شادی و سرور برپا می کردند.
گزنوفون نیز می نویسد :
"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدانها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :
"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می پرداختند."
مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد.
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.
هرودوت همچنین می نویسد :
"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرودهای مذهبی را می خواند."
موسیقی رزمی
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
این سروده ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شد و گزنوفون اضافه می کند که :
"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."
این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می شود.
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.
در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می شود.
موسیقی مجلسی
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که :
"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."
هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و می نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می شدند و شادی و سرور برپا می کردند.
گزنوفون نیز می نویسد :
"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدانها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :
"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می پرداختند."
موسیقی ایران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادی
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت
2:10 |

