تبليغاتX
روز جهانی کوروش کبیر را گرامی میداریم ایران سرزمین مهر

ادامه 

 

روز بعد صبح زود از خواب بيدار شديم از مسافر خونه بيرون رفتيم و با پاي پياده به سمت حرم حضرت شاهچراغ رفتيم بعد از نماز جماعت از اونجا بيرون اومديم توي راه من تو صف نون سنگك كه با نون سنگكاي همه جا فرق داشت چون در ساختش از سنگ اصلا استفاده نميشد و به جاي سنگ از سيما استفاده شده بود ايستادم و بعد هم آش خريديم البته آش اسمي بود كه مردم شيراز به اون غذا داده بودن و اگرنه بيشتر به حليم شبيه بود خيلي ها كه كار داشتن همونجا آش شونا ميخوردن و از همونجا راهي كارشون مي شدن مثل اينكه اونجا يه پايگاهي براي مردم شده بود براي آش خوردن يه كم كه استراحت كرديم راهي بازار وكيل شديم  واقعا كه تابلو فرشهاي قشنگي توش بود چشمها را خيره ميكرد تازه مشغول مرمت قسمتهايي از بازار هم شده بودن از اونجا مستقيم به سمت تخت جمشيد و ... راهي شديم يه اول تخت جمشيد حدود ساعت 3 رسيديم به همه ي بخشهاي تخت جمشيد سر زديم الا به تالار آيينه كه هميشه بستس البته ميشد بريم تو ولي بهتر بود كه اينكارا نكنيم با اطلاعات اندكي كه داشتم براي بقيه توضيحاتي مي دادم خبر خوشحال كننده مرمت بعضي از بخشهاي تخت جمشيد بود بعد آرامگاه اردشير دوم و سوم  هخامنشي را هم بازديد كرديم عكسهايي هم از داخل ارامگاه گرفتم كه فكر نميكنم جايي گيرتون بيادتو تارگذز ميزارم

و بعد به سمت نقش رجب رفتيم واقعا كه زيبا بود نقوشي از يزرگان عهد اشكاني اما ...چه گويم كه ناگفتنش بهتر است انگار نه انگار كه اينجا يك مكان باستانيه اصلا كسي از اونجا مراقبت نميكرد و....    بعد به استخر رفتيم اونجا محافظت ميشد اما بعضي از صحنه ها روح آدم را ميازرد سوتونهايي كه تا نيمه در خاك فرو رفته بودند و حتي زحمت بيرون آوردن اونها را هم به خودشون نميدن  افسوس  من چند تكه سفال كه روي زمين و زير پا ريخته شده بود را با خودم برداشتم                                                   

  

 

مستقيم به نقش رستم رفتيم جايي كه شايد فقط از لحاظ اسم از تخت جمشيد كمتر داشت و شكوه زيباي داشت قبوري كه در ارتفع چند متري از زمين بر سينه ي كوه نقش بسته شده بودند و نقوش به يادگار مانده از عهد اشكاني كه مهمترين اونا نقشي بود كه والريانوس امپراطور بزرگ رمي در مقابل (اگر اشتباه نكنم)اردشير بابكان زانو زده است كه به يكي از جنگ هاي كهن ايران در عهد اشكاني باز ميگردد واقعا به خود افتخار كردم يك ايراني هيچگاه در مقابل دشمن خود سر هم خم نميكند چه رسد به زانو زدن البته اونجا را هم  مرمت میکردن
 بعد هم بازديد از كعبه ي زرتشت كه احتمال يك كتابخانه بوده اما چرا عنوان كعبه ي زرتشت را به خود گرفته زياد چيزي مشخص نيست     وخبر بد اينكه به از فاصله ي حدود يك كيلومت از اين محل در حال عبور دادن يك خط راه اهن هستند ؟؟؟  كه فقط مانده خط كه از دو طرف به هم نزديك شده در اين مكان به هم برسداز اونجا به شيراز رفتيم و بعد با اتوبوس به دليجان راهي شديم
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 0:4 |