تبليغاتX
روز جهانی کوروش کبیر را گرامی میداریم ایران سرزمین مهر
persian Soljer   سرباز هخامنشی
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:20 |

با عرض پوزش از اینکه مدتها به دلیل درس داشتگی مفرت به روز نشدم امروز 2/1/1387 ابتدا نوروز باستانی را با بهترین آرزوها شاد باش میگم سپس سالروز تاجگزاری کوروش سوم و چندی بعد 7/1/ سالروز ولادت اشو زرتشت را به مردم ایران به ویژه زرتشتیهای عزیز واما با چند خبر

نخست فیلم اسپاتانس نسخه ی جدید یا فکاهی فیلم 300 که اندکی عطش ایرانی ها را کم کرد اما چهره ی بسیار زشتی از خشایار شاه به تصویر کشیده بود و از نوع فیلم ها ی تاریخ مصرفی است و مقداری هم به تمسخر برتنی اسپیرز کمک میکند البته این فیلم مقداری هم به مسائل امریکا مربوط میشود و به همین دلیل نمیتوا ن آن را یک فیلم بین المللی دانست جالب تر اینکه با وجود نظر بد قاطع منتقدان نسبت به این فلم باز هم توانست  فروش 18700000دلار در یک هفته را داشته باشد در این فیلم هارمن الکترا نقش ملکه مارکو یا زن پادشاه لئونیداس را ایفا میکند.

و خبر بعدی بمب گوگلی خلیج العربی یا

arabian gulf  

توسط یک جوان 26 ساله ایرانی که اگر در گوگل این واژه هارا سرچ کنید با باز کردن سه صفحه ی اول متوجه کارایی آن میشوید

و در پایام کمپین یک میلیون امضا برای نام همیشگی خلیج فارس در لینک زیر  

 

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 2:48 |
 
خبرگزاري ميراث فرهنگي_گروه ميراث فرهنگي _ شنيده‌هاي حاكي از آن است كه كارشناسان دفتر مركز ميراث جهاني يونسكو در سي‌يكمين اجلاس جهاني اين مركز در نيوزلند، خواستار پاسخ روشني از سوي نماينده ايران در اين اجلاس، درباره عبور قطار از كنار نقش رستم مي شوند.
 
عبور قطار از كنار نقش رستم (از 500 متري اين اثر هخامنشي) باعث شده   يونسكو به موضوع آثار هخامنشي همجوار تخت جمشيد كه قرار است در توسعه اين اثر و با الحاق به تخت جمشيد در فهرست ميراث جهاني به ثبت برسد، حساسيت نشان دهد.
 
شنيده‌ها حاكيست مسئولان دفتر مركز ميراث جهاني در سي‌يكمين اجلاس يونسكو خواستار پاسخ‌گويي نماينده ايران درباره عبور قطار از كنار نقش رستم خواهند بود.
 
"محمد حسن طالبيان"، مدير بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد با اعلام آخرين خبر از نتايج كارشناسي عبور قطار از كنار نقش رستم به ميراث خبر گفت: «شوراي فني براي برسي عبور قطار و محور‌هاي قابل پيشنهاد تشكيل شد و در آخرين نظر اين شورا كه نظر نهايي بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد و همچنين نظر نهايي سازمان ميراث فرهنگي نيز محسوب مي‌شود، خطوط راه‌آهن از كنار جاده بايد بگذرد.»
 
وي گفت: «بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد سرسختانه با عبور قطار از كنار نقش رستم مخالفت مي‌كند و نمي‌گذارد اين خطوط از 500 متر نقش رستم عبور كند.»
 
در مسير جديدي كه شوراي فني بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد به آن راي داده‌اند قرار است كه خطوط قطار در فاصله قريب به يك كيلومتري نقش رستم عبور كند.
 
در صورتي كه خطوط قطار از نزديكي نقش رستم عبور كند، دفتر مركز ميراث جهاني درباره ثبت جهاني نقش رستم ترديد خواهد كرد و امكان دارد اين اثر هرگز در فهرست ميراث جهاني به ثبت نرسد.
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 11:25 |

انوشیروان دراز دست

 

 

در احوال انوشیروان سخن ها زیاد است که ما هم در دانستن آن ناتوان هستیم  از جمله در عدل وی که او را از این رو دراز دست خواندند

 

اورده اند که انوشیروان را کاخی بود مداین نام که در سرسرای آن زنگی آویز و آن زنگ بر سلسله ای متصل تا میان شهر و رسم بر این بود که هر کس مشکلی داشت و گله و شکایتی آن سلسله را به حرکت در آوردی و صدای زنگ در هر موقع از شبانه روز در سرسرا می پیچید نوشیروان مدعی را میزبان می شد تا از شکایاتش بشنود.

 

روزی صدای زنگ در سرسرا پیچید و کسی داخل نشد نوشیروان نگهبانان را بخواند و پاسخ خواست آنان گفتند کسی بر دربار مراجعه نکرده است پس نوشیروان امر کرد مسئله بررسی شود و چون بررسی شد پاسخ آوردند که قاطری بر سلسله گیر کرده بوده و صدا از آن ناشی. نوشیروان صاحب قاطر را بخواست همگان را تصور بر این بود که میخواهد به این دلیل که آرامش سلطان را بر هم زده است مجازات کند چون صاحب قاطر را  یافتند وی اینگونه عنوان کرد که این قاطر از آن  من بود و من آن را طعام میدادم و از بهر من کار میکرد و چون پیر و فرطوت شده است رهایش کردم.

نوشیروان خشمگین شد و گفت:

آیا این شرط انصاف است که قاطری را که برای تو رنج ها هموار کرده است بی  روزی کنی و در شهر رها.

 

همگان از عدل و انصاف نوشیروان به شگفت آمدند و نعره ها برآوردند.  

 

 

 

خاقانی در این باره میگوید:

پندار همان عهد است از دیده ی فکرت بین

                                                         در سلسله ی در گه در کوکبه ی میدان

+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 14:32 |
غار چال نخجیر   (عکس از محمد دلاوری)محمد امیر  هادیغار چال نخجیرغار چال نخجیرغار چال نخجیر 
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 12:16 |
نام غار " نخجير" به تصويب هيات وزيران رسيد

غار و غارنوردینام " غار نخجير " واقع در حد فاصل شهرهاي دليجان و نراق در استان مركزي به تصويب هيات وزيران رسيد.
"غلامحسين صمدي" روز دوشنبه به خبرنگار ايرنا گفت: وزراي عضو كميسيون سياسي، دفاعي هيات وزيران بنا به پيشنهاد وزارت كشور و به استناد ماده ‪ ۱۳‬قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري ، اقدام به نامگذاري اين غار كرده است.
وي با بيان اينكه، اين تصويب نامه به تاييد مقام محترم رياست جمهوري نيز رسيده است، اظهار داشت : در چند سال گذشته برسر نام غار نخجير بين اهالي شهرهاي دليجان و نراق كشمكشهايي صورت گرفته است كه منجر به تهيه تومارهاي متعدد و ارسال آن به مسوولان و مديران كشوري شد.

صمدي افزود: در گذشته نام اين غار، "چاله نخجير " بوده كه اهالي شهر دليجان آن را غار "چاله نخجير دليجان " و اهالي شهر نراق " چاله نخجير نراق " مي‌ناميدند.
غار " نخجير" در جنوب شرقي استان مركزي با‪ ۷۰‬ميليون سال قدمت يكي از زيباترين غارهاي طبيعي جهان و از عجايب خلقت به شمار مي‌آيد.
اين غار در هشت كيلومتري شهرستان دليجان و در منطقه‌اي به نام " چال نخجير" واقع شده‌است كه درسال ‪ ۱۳۶۶‬توسط شهرداري وقت شناسايي و گروههاي كوهنوردي تاكنون تا عمق دو هزار متري آن پيشروي كرده‌اند.
غار "نخجير" سال ‪ ۱۳۸۱‬به عنوان آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
غار نخجير يكي از غارهاي شكفت انگيز جهان محسوب مي‌شود منشورهاو اسفنج‌هاي بلورين كلسيت ، باغهاي مرجاني ، دالانها ، دهليزها، تراسهاو حوضچه‌هاي متعدد جلوه‌اي انحصاري به اين غار داده‌ااست .
بافتهاي كلسيتي ، قنديلهاي مخروطي ، بلورهاي شيشه‌اي و توده‌هاي گل كلمي شكل كه در اثر رسوبات كربنات كلسيم ايجاد شده ، هر ببينده‌اي را به حيرت وا مي‌دارد.
 
حالا يکي نيست به اين هيئت وزيران يا فرماندار نسبتا محترم بگويد که کشمکش بر سر نام چال نخجير نبوده بر سر دليجان يا نراق بوده پس چرا اسم اين غار را اينگونه تغيير داده ايد 
 
تا جند روز دیگه چند تا از عکس های بازدید خودم از این غار شگفت انگیز را در تار گذر قرارمیدم 
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 11:47 |

اعتماد ملي - زهره آشتياني: هرچند كه گرماي هوا فضاي خاصي را بر اتاق كوچك انجمن اسلا‌مي دانشجويان دانشگاه تهران وعلوم پزشكي حاكم ساخته بود ولي اين باعث نشد تا ميهمانان مكان ساختمان جديد اين انجمن را تبريك نگويند. ديروز در هشتمين سالگرد حادثه كوي دانشگاه رضا حجتي، غلا‌مرضا ظريفيان و علي شكوري‌راد به ساختمان جديد انجمن اسلا‌مي آمده بودند تا به بازگويي وقايع حادثه كوي دانشگاه در 18 تير 78 بپردازند.

رضا حجتي عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي از زبان فردي كه ناظر بر حوادث كوي دانشگاه و شكل‌گيري واقعه 18 تير بوده است، سخن گفت. وي گفت: <اگر ملتي تاريخ خود را نخواند حوادث و اتفاقاتي كه رخ داده دوباره تكرار خواهد شد، بنابراين بايد به اطلا‌ع‌رساني درباره وقايعي كه در گذشته رخ داده بپردازيم.وي با تاكيد بر اينكه بايد بيش از يك بار در سال حوادث تاريخي به ويژه مسائل دانشجويي را بررسي كرد گفت: عدم اين كار، باعث شده منابع ما از فعاليت‌ها و حركت‌هاي دانشجويي بسيار كم باشد كه همين امر يكي از نقاط‌ضعف حركت‌هاي دانشجويي است.وي افزود: <عدم وجود منابع از حركت‌هاي دانشجويي سبب مي‌شود كه دانشجويان ما حركت خود را از نقطه صفر شروع كنند و تجربه گذشتگان را مدنظر قرار ندهند. به عنوان مثال ما مي‌گوييم كه چمران و بازرگان در دانشگاه بوده‌اند ولي هيچگاه تصور درستي از آنها نداريم، البته خود ما در اين ماجرا مقصريم كه تاريخ را مكتوب نمي‌كنيم هرچند كه زمينه مناسبي براي اين وقايع‌نگاري‌ها وجود ندارد.>حجتي به عنوان شاهد شكل‌گيري واقعه 18 تيرماه 78 به يادآوري عوامل شكل‌گيري آن پرداخت و گفت: <تا خرداد 76 كه سيدمحمد خاتمي به رياست‌جمهوري برگزيده شد كسي او را نمي‌شناخت و حتي گروه‌هاي اصلا‌ح‌طلب هم چهره‌هاي اصلا‌ح‌طلبي چون ميرحسين موسوي و كروبي را براي كانديداتوري در انتخابات مطرح مي‌كردند ولي عدم حضور آنها در انتخابات باعث شد تا در نهايت خاتمي دعوت گروه‌هاي چپ كه در راس آنها دفتر تحكيم وحدت، سازمان مجاهدين انقلا‌ب اسلا‌مي و مجمع روحانيون مبارز قرار داشتند را بپذيرد و وارد انتخابات شود و با راي بالا‌يي كه كسب كرد، شوك ناگهاني را در انتخابات خرداد 76 وارد سازد.>وي تصريح كرد: <انتخابات خرداد 76 تا ماه‌ها فضاي خاص و سكوني را در جامعه حاكم ساخته بود و تحليل موضوع دشوار بود ولي با انتخابات مياندوره‌اي مجلس پنجم كه افرادي از گروه‌هاي چپ وارد شدند و ورود مطبوعات جديد فضا را متحول كرد و در واقع فضايي به عنوان اصلا‌ح‌طلبي استارت خورد.>حجتي به وقايع پس از آن اشاره كرد و افزود: <پس از آن هرچند كه در انتخابات شوراهاي اول اصلا‌ح‌طلبان به نحو چشمگيري بازي را بردند ولي وقوع قتل‌هاي زنجيره‌اي در سال 77 باعث شد تا يك نوع بدبيني و بدگماني نسبت به وضع موجود و گذشته ايجاد شود. به تعبيري مي‌توان گفت كه وقوع قتل‌هاي زنجيره‌اي حركت بازدارنده در برابر موجي بود كه به راه افتاده بود.> عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: <در آن زمان برخي اعتقاد داشتند كه جامعه دنباله‌روي كساني است كه خواهان تغييرات هستند و بايد جلوي آنها گرفته شود. از نظر آنان بهترين روش براي مقابله با آنها اين بود كه با زور و ارعاب اين حركت را متوقف كنند.>وي افزود: <علي‌رغم اين اعتقاد جريان تحول‌خواه جديد و يا همان اصلا‌حات در حال گسترش بود و مطبوعات و جريان دانشجويي نيز شدت آن را تحريك مي‌كردند. در آن شرايط تغييرات به صورت سريع، پرانرژي و خيلي به روز اتفاق مي‌افتاد و


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 0:42 |
بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.

مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد.

مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.

هرودوت همچنین می نویسد :

"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرودهای مذهبی را می خواند."

موسیقی رزمی
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.

گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :

"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."

"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."

این سروده ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شد و گزنوفون اضافه می کند که :

"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."

این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می شود.

از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.

در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می شود.

موسیقی مجلسی
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.

گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که :

"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."

هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و می نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می شدند و شادی و سرور برپا می کردند.

گزنوفون نیز می نویسد :

"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدانها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."

و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :

"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می پرداختند."

موسیقی ایران از آغاز تا امروز - جلد اول ، غلامرضا جوادی

+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 2:10 |
بدون شك يكي از مهمترين آثار بجا مانده از دوران باستان در سرزمين كهن ايران، بقاياي آتشكده آتشكوه نيم ور دراستان مركزي است كه قطعا از برترين هاي آتشكده‌هاي زردتشتيان جهان بشمار مي‌رود.

اين آتشكده در پنج كيلومتر جاده نيمور به دليجان، بسوي‌معدن سنگ آتشكوه، روستاي آتشكوه، ضلع شرقي جاده به فاصله ‪ ۳۰۰‬متري بناي آتشكده در دامنه‌كوه نمايان است.

آتشكده آتشكوه از سه بخش تالار اصلي(شرقي)، تالار غربي و راهرو تشكيل شده است.

تالار اصلي يا شرقي آتشكده محل آتشدان و نيايش بوده و شامل تالاري مربع شكل كه هر ضلع آن از بيرون ‪ ۱۲/۶۰‬متر طول دارد.

اين تالار داراي چهارستون مستحكم به ابعاد ‪ ۲/۷۰‬در ‪ ۲/۷۰‬متر و به ارتفاع شش متر تا پاي طاق بوده كه از سنگ و ساروج ساخته‌شده و گنبد و طاق اين‌بناي عظيم بر روي اين چهار ستون استوار است.

دو سوي ستونها به طرف داخل تالار بصورت نيم‌دايره و دوسوي ديگر آنهابصورت مستقيم و داراي زاويه بوده و روي ستونها سردرهايي هلالي و گنبدي شكل وجود داشته كه بخش عمده آن فرو ريخته است.

با توجه به اينكه در پاطاقها آجر پخته بكار رفته، اين احتمال وجود دارد كه تمام سقف هم از آجر پخته سقف زده شده باشد.

ظرافت بكار رفته در استفاده از سنگهاي پاستون‌ها و ستونها به حدي است كه هيچگاه دو بند سنگ بر روي هم قرار نگرفته است.

تالارغربي ساختمان تالاري بطول ‪۱۰/۳۰‬در ‪۵/۶‬متر بناشده كه از طريق راهرويي به تالار اصلي متصل مي‌شود.

ديوارهاي شمالي و جنوبي اين تالار از سنگ و ساروج ساخته و حدود ‪ ۱/۴۰‬متر عرض و ورودي اصلي به تالار شرقي به پهناي ‪ ۵/۶۰‬متر قرار گرفته‌است.

در دو طرف ورودي اصلي، دو ستون به قطر ‪ ۳/۴۰‬و ديگري ‪ ۴/۴۰‬متر با نماي بيروني به شكل نيمدايره بصورت برج ديده‌باني ساخته شده و در اطراف دو ستون اصلي، دوستون ديگر در جوانب آنها به طول ‪ ۳/۲۰‬در‪۲/۲۰‬متر وجود دارد.

از ضلع غربي كه به آتشكده مي‌نگريم، چهار ستون بزرگ نمايان است كه شامل ورودي اصلي و دو ورودي فرعي دراطراف بوده كه به احتمال زياد اين ورودي ها داراي سردر و سقف و طاق آجري بوده كه فرو ريخته است.

راهروي اصلي كه تالار مربع شكلي در ضلع شرقي مجموعه ساختمان آتشكده قرار است توسط راهرو اصلي به تالار غربي مستطيل شكل ارتباط مي‌يابد.

اين راهرو هفت متر طول و ‪ ۲/۸۰‬متر عرض دارد و احتمالا به دليل بالا بودن سطح تالار اصلي از تالار غربي، چند پله استفاده مي‌شده است.

اين راهرو علاوه بر اينكه ارتباطدهنده دو تالار بوده به مجموعه‌هاي شمالي و جنوبي هم ارتباط داشته است.

 

بر گرفته از ایرنا

+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 0:32 |

جشن فرخنده تيرگان که آغاز آن از روز تير از ماه تير می باشد و به مدت ۹ روز ادامه دارد جشن تيرگان به همراه نوروز و مهرگان و سده از جمله مهمترين جشنهای ايرانيان است که در گذشته برای ايرانيان اهميت وافری داشت و اين جشن را با شکوه و زيبا برگزار می کردند در مورد فلسفه جشن تيرگان دو روايت جالب است روايت اول مربوط به قهرمان ملی ايرانيان آرش است که تقريبا همه ما با آن آشنا هستيم :

((ميان ايران و توران سالها جنگ وستيز بود در نبرد ميان افراسياب و منوچهر شاه ايران سپاه ايران شکست سختی می خورد اين واقعه در روز اول تير اتفاق می افتد و در گذشته اين روز برای ايرانيان عزای ملی بود و جالب است بدانيد هنوزم ديدار از خانواده های عزادار در اين روز ميان زرتشتيان رايج است سپاه ايران در مازندران به تنگنا می افتد سر انجام دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستيز از ميان بر خيزد پذيرفتند از مازندران تيری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تير فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در اين گفتگو بودند فرشته زمين اسفنديارمذ پديدار شد و فرمان داد تير و کمان آوردند. آرش در ميان ايرانيان بزرگترين کماندار بود و به نيروی بی مانندش تير را دورتر از همه پرتاب می کرد . فرشته زمين به آرش گفت تا کمان بردارد و تيری به جانب خاور پرتاب کند.آرش دانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته است و بايد توش و توان خود را در اين را بگذارد.او خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهيان نمود و گفت ببينيد من تن درستم و گژی در وجودم نيست ولی می دانم چون تير را از کمان رها کنم همه نيرويم با تير از بدن بيرون خواهد آمد. آن گاه آرش تير و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نيروی خداداد تير را رها کردو خود بی جان بر زمين افتاد(درود بر روان پاکش).هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد . تير از بامداد تا نيمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود جيهون بر تنه درخت گردويی که بزرگتر از آن در گيتی نبود ؛نشست .آن جا را مرز ايران و توران جای دادند و هر سال به ياد آن جشن  گرفتند .جشن تيرگان در ميان ايرانيان از اين زمان پديدآمد.))

اما روايت دوم که  مربوط به فرشته باران يا تيشتر می باشد  و نبرد هميشگی ميان نيکی و بدی :((تيشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه بصورت جوانی پانزده ساله در می آيد و در ده روز دوم بصورت گاوی نر و در ده روز سوم بصورت اسب.تيشتر به شكل اسب زيباي سفيد زرين گوشي، با ساز و برگ زرين، به درياي کيهاني فرو رفت. در آنجا با ديو  خشکسالی (اپوش) كه به شكل اسب سياهي بود و با گوش و دم سياه خود ظاهري ترسناك داشت، رو به رو شد. اين دو به مدت سه شبانه روز بايکديگر به نبرد بر خواستند و تيشتر در اين نبرد شکست می خورد به نزد خدای بزرگ آمده و از او ياری و مدد می جويد و به خواست و قدرت پروردگار اين بار بر اهريمن خشکسالی پيروز می گردد.و آب ها توانستند بي مانع به مزارع و چراگاه ها جاري شوند. باد ابرهاي باران زا را كه از درياي گيهاني برمي خاستند به اين سو و آن سو راند، و باران هاي زندگي بخش بر هفت اقليم زمين فرو ريخت و به مناسبت اين پيروزی ايرانيان اين روز را به جشن می پردازند))

اما در مورد آداب و رسوم اين جشن و دوستانی که می خواهند اين جشن زيبا و نشاط آور را برگزار کنند.تاريخ شروع جشن ۱۳ تير ماه به تقويم زرتشتی و ۱۰ تير به تقويم خورشيدی است يکی از مراسمهايی که در ميان زرتشتيان رايج است رسم فال و کوزه می باشد در شب جشن معمولا خانواده ها ونزديکان دور هم جمع می شوند و هر يک آرزو و نام خود را روی کاغذ می نويسند و همگی  آنرا در يک کوزه می ريزند و در آنرا می گذارند و تمام شب را به شب نشينی و خواندن حافظ و شاهنامه می پردازند و روز جشن يکی از دختران جوان خانواده که هنوز ازدواج نکرده بايد در کوزه را بردارد و يکی از کاغذها را بيرون بياورد و به نام هر کسی که بود آرزوهای آن شخص بر آورده خواهد شد و تمام شعرهای خوانده شده به او تعلق می گيرد .در روز جشن هم  مانند تمام جشن های ديگر با شادی و سرور همراه است و مراسم آبريزان به ياد فرشته تيشتر(باران) و به خاطر گرمای تابستان و آب پاشيدن روی همديگر و خنک شدن از لذت جالبی بر خوردار است . در گذشته در آغاز جشن بعد از خوردن شيرينی بندی به نام تير و باد که از ۷ ريسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده بود به دست می بستند و ۹ روز بعد در پايان ايام جشن اين بند را باز کرده و به باد می سپردند تا آرزوها و خواسته هايشان را به عنوان پيام رسان به همراه ببرد .جشن تيرگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد و اميدوارم به تمامی دوستان خوش بگذرد هميشه شاد و اهورايی باشيد.

 

تار نمای نشریه ی الکترونیک زرتشت

+ نوشته شده توسط محمد دلاوری در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 14:2 |